Home / درونگرايي / درونگرایی چیست؟

درونگرایی چیست؟

در این مقاله با یک داستان به زیبایی شما متوجه میشوید

که یک درونگرا کیست و چه ویژگی هایی دارد. شاید شما هم درونگرا باشید.

یادمان باشد که درونگرایی ابدا خصوصیت بدی نیست.

اتفاقا در خیلی از موقعیت های خیلی عالی است. مهم این است که متوجه شویم

ما درونگرا هستیم یا برونگرا و از این ویژگی مان به نحو احسنت استفاده کنیم

introvert-6850501

من درونگرا هستم

در یکی از روزهای کاری مدیر بخش حسابداری طبق روال روزانه اش،

برای سرکشی به کارمندان بخش حسابداری آمده است.

شیوا یکی از کارمندان این شرکت است او یک فرد درونگرا است.

حدود ۳۰ سال سن دارد. او در شرکت به کار حسابداری مشغول است.

حدود سه سال است که ازدواج کرده و زندگی خوبی دارد.

او یک دوست صمیمی دارد و از بچگی با او بزرگ شده است.

شیوا در محل کارش با افراد زیادی برخورد دارد

و در روز تایمهایی را با خودش خلوت میکند. موقع استراحت در اطاق را میبندد

و مشغول خواندن کتاب میشود. او از تنهایی اش لذت میبرد

اما این به این معنی نیست که او علاقه ای به برقراری روابط اجتماعی ندارد.

اتفاقا در محل کار با همکارانش ارتباط دارد اما هرگز اجازه نمیدهد

همکارانش از مسائل خصوصی او سر در بیاورند.

مدیر بخش حسابداری هر روز عصر به شیوا سر میزند تا مواردی را با او چک کند.

رفتاری که او از شیوا هنگام پرسیدن سوال مییند این است.

بشنوید از زبان خودش: هنگامی که  از او سوالی میکنم شیوا ابتدا کمی مکث میکند،

و بعد جواب پخته ای به من میدهد.

من فهمیدم که رفتار شیوا مبنی بر بی احترامی نیس

او فقط قبل از صحبتهایش به حرفی که میخواهد بزند

فکر میکند. او شنونده ی خوبی است.

امروز هم طبق روال همیشگی برای همین کار آمده است.

او از شیوا در مورد سندهایی که قرار بود دیروز چک کند میپرسد.

شیوا هم ابتدا کمی مکث میکند

و بعد به سوال مدیرش پاسخ میدهد.

پس از تمام شدن کارش با همکارانش خداحافظی میکند. و از در شرکت خارج میشود.

 

در راه برگشت به خانه مینا ترجیح میدهد

کمی قدم بزند. معمولا او مسیر شرکت تا خانه را با اتوبوس میرود.

اما امروز هوا کمی ابری است.

اوایل اردیبهشت است و هوا عالی است برای قدم زدن.

هوا کم کم رو به تاریکی میرود. پیاده رویی که مینا از آن میگذرد

پر از درختهای بزرگ و تنومند. درختها سبز سبزن.

و مینا از دیدن این فضا لذت میبرد. او ذاتا طبیعت را دوست دارد.

در همین حین مینا زنی را میبیند با لباسهای آشفته به سمت او می آید.

نزدیکتر میشود. و دست مینا را میگیرد

و از او درخواست کمک میکند.

مینا از رفتار این زن آشفته میشود

و ترجیح میدهد سریع تر از کنارش بگذرد و به راهش ادامه دهد.

 

به خانه میرسد هوا اکنون کاملا تاریک شده است.

با کلیدش در را باز میکند. وارد آپارتمان میشود.

همسرش هنوز برنگشته است.

خانه تاریک تاریک است. لامپ را روشن میکند.

و روی کاناپه ولو میشود. حسابی خسته شده.

او چند کیلومتری را پیاده روی کرده امروز.

شیوا از بچگی عاشق تنهایی بوده. با خودش میگوید بهتر است بروم یه چیزی درست کنم بخوریم.

به سمت آشپزخانه میرود

. که غذایی درست کند. در یخچال را باز میکند

اما در یخچال چیزی نیست. یادش میوفتد که صبح به همسرش لیست خرید داده است.

در همین حین صدای زنگ در می آید با خودش میگوید حتما زن فوضول همسایه اس باز.

 

شیوا و همسرش تازه ساکن این آپارتمان شده اند.

اما در همین دو هفته این خانم همسایه چند باری مزاحم خلوت شیوا شده.

شیوا در آپارتمان را که باز میکند همان زن همسایه است.

او از آن زنهایی است که به شدت علاقه مند است از زندگی شیوا سر دربیاورد.

قد کوتاهی دارد. قد شیوا به نسبت او بلند تر است.

با شیوا سلام و احوال پرسی میکند. زن همسایه خطاب به او میگوید تشریف نداشتید

صبح اومدم جای رفته بودید؟ شیوا اصلا علاقه ندارد که به کسی در مورد زندگی شخصی اش اطلاعاتی بدهد.

اما به ناچار این بار لازم است کمی بگوید.

به زن همسایه با بی میلی میگوید من و همسرم هر دو شاغل هستیم.

زن همسایه میگوید: به سلامتی کجا کار میکنید شما؟

باز از هم از شیوا سوال شخصی میپرسد. شیوا هر بار از حرفهای او آشفته تر میشود.

شیوا چند ثانیه ای به او با قد کوتاهش زل میزند.

زن همسایه بالاخره میفهمد که اوضاع خراب است

برای این که جمع کند اوضاع را، دوباره ادامه میدهد:

همسر من در شرکت اطلس بام کار میکند گفتم

شاید شما هم آنجا مشغول به کار باشید شیوا خطاب به او میگوید

نه من آنجا کار نمیکنم. سرانجام زن همسایه از رو میرود. و از شیوا خداحافظی میکند.

شیوا در را میبندد و در حالی که به در تکیه داده نفس راحتی میکشد.

صحبت کردن با این اشخاص که از زندگی شخصی او میپرسند او را خسته میکند.

 

هنگامی که  از او سوالی میکنم شیوا ابتدا کمی مکث میکند، و بعد جواب پخته ای به من میدهد. من فهمیدم که رفتار شیوا مبنی بر بی احترامی نیس او فقط قبل از صحبتهایش به حرفی که میخواهد بزند فکر میکند.

 

امیدوارم از خواندن این مقاله لذت برده باشید و با درونگرا و درونگرایی تا حد زیادی آشنا شده باشید.

 

درباره مجيد مرادي

من مجيد مرادي هستم مدرس فروش به سبك mbti- كل شخصيت شناسي در فروش در يك جمله خلاصه ميشود و آن "همه ي افراد مثل ما به دنيا نگاه نمكنند" است. اگر ما بدانيم كه شخص مقابل ما چگونه دنيايش را درك ميكند ميتوانيم آن طور كه او ميپسندد به او بفروشيم و اين يعني دگرگون شدن فروش شما!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *